علي بن حسين انصارى شيرازى
168
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
از وى پديد آيد و چون هضم شود بدن را فربه دارد و دماغ را زياده كند و مرطب امعا و گرده بود و باه را زيادت كند اما مولد بلغم بود و اشتها ببرد و مغثى بود نزديك هضم شدن و بر معده ماليده شود و قى آورد و شكم نرم دارد و آنچه بريان كرده بود ديرتر از معده بگذرد از آنچه رسيده بود و مصلح وى نعنع بود و سعتر و فلفل و خردل و دارچينى و سركه مغز الديك و الدجاج مغز خروس و مرغ چون بخورند گزندگىها و دد را نافع بود و چون بسرشند به گرد آسياب و مقدار باقلايى بخورند خون رفتن بينى را بازدارد خاصه دماغ مرغ و خاصه آن خون كه از حجب دماغ روانه بود دماغ البعير مغز شتر چون خشك كنند و با سركه بياشامند صرع را سودمند بود دماغ البط مغز ورم مقعد را سود دهد دماغ ابن عرس مغز راسو چون خشك كنند و با سركه بياشامند صرع را بغايت مفيد بود دماغ الخيل مغز اسب مخرق و معفن بود دماغ الخفاش مغز شبپره با عسل چون در چشم كشند در ابتداء نزول آب نافع بود و خاكستر آن روشنايى چشم بيفزايد و مغز وى تازه بر كف پاى مالند باه را برانگيزد دميا در مفردات جالينوس رميا خوانند و چنين گويند كه سرطان بحرى است و به تحقيق كه ماهيئى است كه سنبا گويند و گفته شود و لسان البحر نيز گويند و هم گفته شود دم الاخرين شياب خوانند و ايدع و دم التنين و دم الثعبان و بپارسى خون سياوشان و به عربى فاطر الدم خوانند و مؤلف گويد سه نوع است چكيده و خشبى و ترابى و بهترين آن چكيده بود صافى كه قطعا در وى موم نبود و طبيعت وى سرد و خشك و قابض بود و خشكى وى در دوم بود و مسيح گويد سردى وى در سيم بود و يوحنا گويد گرم است در اول و خشك است در دوم قوت معده و جگر بدهد و شقاق مقعد و سجح امعا را بغايت مفيد بود و قطع خون رفتن بكند از هر موضع كه باشد و چون نيم درم از وى به روى زرده تخممرغ نيمبرشت بياشامند شكم ببندد و سجح را نافع بود و در داروهاى چشم كنند قوت چشم بدهد و جراحتهاى تازه را سودمند بود و روفس گويد ريشهاى تازه و دملها و دانهها را نافع بود چون بر او افشانند و جالينوس گويد گوشت بر جراحتها كه در امعا بود و ظاهر بدن بروياند و وى شش را بد بود و مصلح وى صمغ عربى بود و كثيرا و بدل وى در همه افعال كاهو بود يا عصاره كاهو و گويند خصى الحمار و مؤلف گويد وى صمغ بقم بود و از جزيره سقوطره خيزد و آنچه چكيده بود و